|
|
ادامه مطلب
|
پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, |
|
|
|
عــــــــــادت
|
|
دارم به شب بيداريم... مثل تو... عادت مي کنم
چون با خيالت راحتم... يک خواب راحت مي کنم
آغاز هرروز مرا... روياي تو جان مي دهد
شب ها به جاي روي تو... با ماه صحبت مي کنم
گويي برايم هيچ چيز... اندازه عشق تو نيست
تو جان ناقابل بخواه... فوري اجابت مي کنم
جادوي هر لبخند تو... تا عمق جانم مي رود
حتي به لبخند تو هم ...گاهي حسادت مي کنم
هرچه که دارم مال تو... دار و ندارم مال تو
با هرچه مانده از غمت... اين گونه خلوت مي کنم
گفتي بمانم منتظر... سخت است... اما نازنين
تنها براي حکم تو... دارم رعايت مي کنم
داري دل و جان مرا ...هر لحظه غارت مي کني
دارم به شب بيداريم... مثل تو... عادت مي کنم
ادامه مطلب |
پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, |
|
|
|
چشماتو
|
|
چشماتو مي بندي اگه دستامو بگيري
شايد از لرزش دستام يا از اين بارون اشکام که ميريزن روي لبهام
بشنوي صداي عشقو
التماس قلب من رو
تو از اين دل کويري
آخ ... بميرم و نبينم تو دلت غصه اي باشه
عشق من آخه ميتونه مرحم زخم تو باشه
اگه خواستي تو يه لحظه
غصه هاتو پس مي گيرم
من براي تو ميميرم
کاش بدوني دوست دارم
به جز تو عشقي ندارم
کاش بدوني به ياد تو چشهامو رو هم ميذارم
کاش بدوني روياي من هميشه با تو بودنه
کاش بدوني که قلب من فقط واسه "تو "ميزنه .
ادامه مطلب |
پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, |
|
|
|